بیم و امید یک مدیر
واحد آسیب دیده شرکت پالایش گاز فجرجم به همت تمام کارکنان، چون ققنوسی از خاکستر جنگ بلند شده است و به زودی، با حضور مقامات، افتتاح خواهد شد. افتخاری دیگر، بر پیشانی قامت استوار پالایشگاه فجرجم.
بیم و امید یک مدیر
فشار مانند نبضی بود که میتپید. قلب پالایشگاه دوباره زنده شده بود.
باید فشار هوا به عدد ۷۰ میرسید تا واحد، پس از سه ماه انتظار، نفس بکشد و گاز ترش، چون خونی تازه، در رگهایش جاری شود و عملیات شیرین سازی آغاز گردد. یک بار از مدیرعامل پرسیدم: «با این تحریمها و دشواریها، آیا مطمئنی همه چیز درست پیش رفته؟ آیا خطری وجود ندارد؟» صدایش آرام و مطمئن بود.
با دنیایی تجربه گفت: «امیدت به خدا باشد…» امروز، همان واحدی که روزی در جنگ زخمی شده بود، دوباره زنده شد. شور و شوق مدیرعامل، در دل هر کارمند و کارگری موج میزد. همه بیقرار بودند، گویی منتظر تولدی دوباره.
مدیران و سرپرستان، هفتهها دور از خانه و خانواده، در کنار عملیات ماندند. و حالا واحد آماده تولید حداکثری گاز است… گویی فرزندی که بازآمده تا زندگی را از نو آغاز کند.
واحد آسیب دیده شرکت پالایش گاز فجرجم به همت تمام کارکنان، چون ققنوسی از خاکستر جنگ بلند شده است و به زودی، با حضور مقامات، افتتاح خواهد شد. افتخاری دیگر، بر پیشانی قامت استوار پالایشگاه فجرجم.
سجاد بهزادی